نزد ما واژه عشق به زبان آورده نمي شود
اين واژه مي لرزد. مرتعش مي شود . پرواز مي كند.
بال مي گسترد. در همه جاي هواست . اما هيچ كس آن را به زبان نمي آورد
به اين خاطر كه نزد ما گفتار چون نزد شما بخشي از دنيا نيست .جزيره متروكي در اقيانوس سكوت , نزد ما گفتار چيزي فراتر از دنياست . فراتر از آسمان و خورشيد .گفتار چون آيت كوچكي از خدا در ميان دندانهاي ماست تنها با احتياط آن را بيرون مي رانيم . و تنها براي موقعيت هاي بزرگ.....
بايد اتفاق مهمي روي دهد تا واژه عشق تنها يكبار بر لبان ما بنشيند . و اين خبر از هيچ پيامد خوشي ندارد .فرزانگان نوشته اند كه هرچه واژه ايي كمتر بر زبان آيد بيشتر به گوش مي رسد زيرا به باور آنان آنچه نتواند بر شيار لبان برقصد ژرفاي جان را مي سوزد .
شايد دين باوراني نيز نوشته اند كه : سكوتي كه واژه عشق در آن آرميده است . مانند باز مانده ايي از بهشت در نزد ماست . باقي انده ايي از زماني كه اشياء از نداشتن نام مي درخشيدند . زماني كه هنوز سايه نام تلالوي اشياء را مكدر نساخته بود . شاعري مي نويسد آن كس كه عشق خود را به نام مي خواند آماده ميراندنش مي شود .......
البته ما خيلي چيز نوشته ايم . خيلي واژه عشق را بر روي لطا فت كاغذ سفيد گريانده ايم .البته نوشتن همان گفتن نيست . همان طور كه شما نيز مي دانيد .
مدتها پيش باراني از كتاب باريد – طوفان نوح حقيقي – از آن زمان ديگر فهميده ام كه براي نوشتن واژه عشق – مركبي بيش از آنان كه در دنيا هست لازم است
کريستين بوبن (چهره ديگر)

